شعر طنز رياضي
شعر طنز (پند ریاضی)
|
این شعر که بر شما خطاب است |
با لفظ ریاضی وحساب است |
|
از آنالیز و جبر و حسابان |
الفاظ به هم رسیده در آن |
|
گویی که ریاضیات چون قند |
بگشوده زبان دهد به ما پند |
|
خواهی که شوی زگفته خرسند |
اینک تو بشنو نصیحتی چند |
|
با گویش زیبا ی ریاضی |
امید،کزان شوی تو راضی |
|
کز من بشنو زروی عبرت |
در نقطه ی بحرانی عمرت |
|
بیشینه ی تابع جوانی |
دریاب، چو هست زندگانی |
|
تعیین علامت رفیقان |
در مرحله ی نخست بگنجان |
|
منفی نشود برای تو دوست |
زشت است چنین کسی نه نیکوست |
|
آن کس که دو چهره است ویک نیست |
تابش مشو که یک به یک نیست |
|
با خاطر جمع و فکر مثبت |
با زور که نه ، به ضرب همت |
|
می کوش که خشنودی دل ها |
را جمع کنی وغصه منها |
|
خواهی که نشوی که پیش همه خوار |
از دامنه پای پیش مگذار |
|
ماکزیمم سود و مصرف کم |
با فکر درست است وعزم محکم |
|
از جزء صحیح هر چه که گفتند |
بردار،برای خویش یک پند |
|
یا گنگ شو وسخن مگو یا |
در حرف صحیح باش گویا |
|
گر پیروزی است نیت تو |
ارکان موفقیت تو |
|
اضلاع مثلثی است قائم |
برنامه،هدف ،تلاش دائم |
|
خوش باد هر آن که صفحه ی دل |
را کرده تهی ز عضو باطل |
|
در صفحه ی زندگی، صفاتش |
مثبت شده اند مختصاتش |